به بهانه ی شب چله
دکتر منصور رستگار فسائی
HomePageContact meBlog ArchivePersian Weblogsblog Templatesمن : به نام خداوند جان و خرد زندگینامه و فعالیتهای پژوهشی دکتر منصور رستگار فسایی تاکنون: اسفند ماه 1389 اینجانب منصور رستگار فسایی در روز ششم بهمن ماه 1317 در محلّة بازار فسا متولد شده است. پدرم شادروان علی محمد رستگار فرزند مرحوم حاج میرزا محمدعلی رستگار تاجر فسایی، کارمند وزارت دارایی بودند که مدتها ریاست حسابداری و معاونت ادارات دارایی فسا، کازرون و آباده را بر عهده داشتند و پس از سی سال خدمت صادقانه بازنشسته شدند و در سوم اسفندماه 1359 در شیراز درگذشتند. مرحومه مادرم بانو شریعت مروج، دختر مرحوم حاج نصراله مروج از تجار بسیار مؤمن و متقی شهرستان فسا بودند که خود نیز آیتی از تقوا و فضیلت به شمار میآمدند و در 22 تیرماه 1358 دار فانی را وداع گفتند و هر دو در جوار حضرت امامزاده حسن فسا به خاک سپرده شدهاند، از ایشان 9 فرزند، که پنج دختر و چهار پسر هستند باقی مانده است. تحصیلات ابتدایی خود را، در دبستان روزبهان اوحدی و تحصیلات متوسطه را، در دبیرستان ذوالقدر فسا ادامه دادم و در سال 1337 با کسب رتبة اول، امتحانات ششم ادبی را گذراندم و بدون کنکور و با اخذ بورس تحصیلی، در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات شیراز به تحصیل پرداختم و در طول تحصیل در این رشته به خاطر احراز رتبة دوم در رشتة زبان و ادبیات فارسی، به اخذ مدال نقره حکمت (اهدایی شادروان علی اصغر حکمت) و جوایز نقدی شادروان دکتر صورتگر توفیق یافتم. پس از فراغت از تحصیل از سال 22/7/1340 در اجرای تعهدی که داشتم، به استخدام وزرات فرهنگ (آموزش و پرورش) درآمدم و در دبیرستان ذوالقدر فسا به تدریس پرداختم و سپس به مدیریت دبیرستان حکمت فسا منصوب گردیدم و مدت دو سال یعنی تا آذرماه 1343 در این سمت انجام وظیفه کردم و کتاب «آتشکده»در تاریخ و جغرافیای شهر باستانی و تاریخی فسا را در این دوران منتشر ساختم. در 11 اردیبهشت سال 1343 با سرکار خانم هما تدین ازدواج کردم که فداکاریها ودرایتهای و ی از برکات بزرگ و آعاز دوران شکوفایی و توفیق زندگی من بود و امروز پس از 46 سال به لطف ایزدی ما دارای 3 فرزند میباشیم که هر سه موفق و سر فرازند :هنگامه در سال 1344 متولد شده است و در آمریکا متخصص در بیماریهای اطفال است و دو فرزند دارد به نام " آرمان " و" لیلا". پسر اولم هومان که متولد سال 1351 میباشد، در آمریکا ست و دارای تخصص بیهوشی و فوق تخصص درد می باشد ودر کالیفرنیا به طبابت اشتغال دارد وهمسرش خانم دکتر فوژان صفوی است و دو فرزند دارند به نامهای " آرتین " و " جانا". اشکان، نیز اینک ٢٢ساله است ودر دانشگاه اریزونا به تحصیل در رشته ی فیزیولژی مشغول است وإنشاءالله در ماه می ٢٠١۵ فارغ التحصیل می شود و قصد دارد که در رشته ی پزشکی ادامه تحصیل دهد. من بعد از کسب لیسانس زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه شیراز، در سال 1340وچند سال دبیری و مدیریت دبیرستان در شهر زادگاهم فسا در سال 1343 قصد ادامه تحصیل کردم و چون انتقال به تهران مشروط به داشتن پنج سال سابقه خدمت بود، ناچار کمتر از یک سال را در مدارس قزوین، به تدریس پرداختم و در سال 1344 به تهران منتقل شدم و بلافاصله در دانشکدة حقوق به تحصیل پرداختم ،اما این رشته را نپسندیدم و در سال 1345 در کنکور اولین دوره ی فوقلیسانس زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات تهران قبول شدم و پس از اتمام آن ، دردوره ی دکتری زبان و ادبیات فارسی همان دانشکده ادامه تحصیل دادم و پس از گذراندن دروس مربوط، پایاننامه تحصیلات دکتری خود را تحت عنوان « وصف و صور خیال در شاهنامه ی فردوسی» به راهنمایی شادروان دکتر پرویز ناتل خانلری و مشاورت اساتید محترم جنابان آقایان دکتر محقق و شادروان دکتر خطیبرهبر ،به انجام رسانیدم و در تاریخ ١٣۴٩/١٢/٢۵ به اخذدکتری زبان وادبیات فارسی توفیق یافتم و از١٣۴٩/۶/١۵ از وزارت آموزش و پرورش به دانشگاه شیراز منتقل شدم و پس ازمدتی کوتاه که با سمت مربی به تدریس پرداختم،به استادیاری رسیدم و به تدریس و تحقیق در بخش زبان و ادبیات فارسی این دانشگاه ادامه دادم و پس از طی دوره ی دانشیاری در سال 1365 به استادی رسیدم و در نهایت با سمت استاد ی پایه ی 27 در بهمن ماه ١٣٨۵بازنشسته گردیدم. از بدو استخدام در دانشگاه شیراز، به تدریس درسهای سبک شناسی نثر و نظم، نقد ادبی، انواع ادبی، روش تحقیق، حماسهها، بوستان سعدی، سیاستنامه و قابوسنامه و فرخی و ادبیات معاصر وحافظ و چند درس دیگر پرداختم و پس از افتتاح دوره ی کارشناسی ارشد و دکتری زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شیراز، دروس نظم و نثر1، سمینار، متون نظم 2 و تحقیق در حماسهها، ادبیات غنایی و مکتبهای ادبی جهان و معانی و بیان را تدریس می کردم و هدایت بیش از 15 رساله ی فوق لیسانس در دانشگاه شیراز و 10 رساله در دانشگاههای دیگر و 9 رسالة دکتری را بر عهده داشتهام. از سال 1370 به ایجاد رشته ی زبان و ادبیات فارسی در دورههای کارشناسی و ارشد در دانشگاه شیراز و آزاد اسلامی فسا همت گماشتم و در ایجاد دوره دکتری در بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز و طرح برنامههای فوق دکتری و ایجاد گرایشهای مختلف در رشته ی زبان و ادبیات فارسی کوششی موفق را به انجام رسانیدم و پیوسته دروسی را در این رشتهها تدریس کردم. در زمینه ی مسائل دانشگاهی نیز بسیار علاقهمند به طرح نظرات و پیشنهادهایی برای بهبود کیفیت آموزش و پژوهش در سطوح مختلف بودهام و همچنین در ایجاد بنیاد فارسشناسی، فرهنگسرای حافظ و دانشگاه حافظ در شیراز سهیم بوده و عضویت انجمن مفاخر استان فارس و بنیاد فرهنگی دکتر نورانی وصال و هیأت تحریریه مجلة فرهنگ فارس و مجلة دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و مشهد را بر عهده داشتهام. در سال 1381، 3000 جلد کتاب و دو هزار جلد مجله، از کتابخانه خود را به کتابخانه میرزای شیرازی اهداء کردم و تاکنون بیش از 40 جلد کتاب از اینجانب به وسیله ی دانشگاه شیراز، انتشارات امیرکبیر، مؤسسه مطالعات و تحقیقات، انتشارات کویر، نوید شیراز، جامی، توس، طرح نو، میراث مکتوب،میراثبان،انتشارات سخن و «سمت»، منتشر شده است که برخی از انها بارها تجدید چاپ شده اندوشرح آنها در فهرستهای کلی و تخصصی دراین وبلاگ آمده است و برخی از آنها بارها تجدید چاب شده اند. از آنجا که علاقه ی اصلی اینجانب تحقیق در شاهنامه ی فردوسی و اساطیر ایرانی است، علاوه بر پایاننامه تحصیلی دکتریام که به نام «تصویرآفرینی در شاهنامه» به چاپ رسیده است و تاکنون دوبار تجدید چاپ شده است، کتابهای فرهنگ نامهای شاهنامه (در دو جلد) 21 گفتار در شاهنامه فردوسی، اژدها در اساطیر ایران، کتابهای شرح و گزارش حماسه رستم و سهراب، رستم و اسفندیار و داستان فرود سیاوش، پیکرگردانی در اساطیر، فردوسی و هویتشناسی ایرانی، فردوسی و شاعران دیگر و برگزیدة سامنامه خواجو را در این زمینه منتشر کردهام، دومین زمینة تحقیقی مورد علاقه ی من، تحقیقات مربوط به فارس است که علاوه بر تحشیه و تصحیح و چاپ سه کتاب معتبر مربوط به فارس یعنی فارسنامه ناصری (در دو جلد) آثار عجم فرصتالدوله (در دو جلد) و فارسنامة ابن بلخی در یک جلد، کتابهای تذکره دلگشای حاج علی اکبر نواب شیرازی و شعرای دارالعلم شیراز از فرصتالدوله شیرازی و مجموعه مقالات دربارة زندگی و شعر سعدی (تا چاپ چهارم) و مجموعه مقالات دربارة شعر و زندگی حافظ، (در شش چاپ) آشتی با قاآنی، و دیوان بسحق اطعمة شیرازی، و احوال وآثار علی اصغر حکمت شیرازی را تألیف یا تصحیح کردهام . سومین کار تخصصی من در زبان و ادبیات فارسی است که کتابهای انواع شعر فارسی (دو چاپ) انواع نثر فارسی، مقالات فرزاد درباره حافظ، سرودههای فرزاد و احوال و آثار دکتر برویز ناتل خانلری را در این زمینه به چاپ رسانیده ام. همچنین برگزیده بوستان سعدی، دیوان اشعار نعمت فسایی، سرودههای مسعود فرزاد و مجموعه مقالات مسعود فرزاد درباره حافظ را انتشار دادهام، و در دوران باز نشستگی به آرزوی همیشگی خود در نگارش " شرح تحقیقی دیوان حافظ" جامه ی عمل بوشاندم و خدای را شکر که این کتاب در 6 جلد در تهران به وسیله ی پژوهشگاه علوم انسانی ودر یک جعبه ی مخصوص منتشر شد.و "لغت نامه ی جامع دیوان حافظ "را نیز باعنوان " کلمات آتش انگیز" اتمام رسانده ام ..' کتاب " دکتر احمد مهدوی دامغانی و میراث ادبی و فرهنگی او " نیز در سال جاری از طرف موسسه اطلاعات به چاپ رسید. مقالات تحقیقی بسیاری در زمینههای مختلف که اهم آنها دربارة شاهنامه، حافظ ، سعدی و ادب فارسی و فارس بوده است در مجلات ادبی معتبر به چاپ رسانیدهام و موفق به اخذ جوائز ذیل شدهام: 1- جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در سال 1367 برای تصحیح و تحشیه فارسنامه ناصری. 2-لوح تقدیر بهترین کتاب دانشگاهی به خاطر تألیف کتاب 21 گفتار دربارة شاهنامه فردوسی در سال 1371 از وزیر محترم فرهنگ و آموزش عالی. 3-لوح تقدیر بهترین کتب دانشگاهی به خاطر تصحیح و تحشیه تذکره دلگشا از وزیر محترم فرهنگ و آموزش عالی 1372. 4-نشان طلای فارسشناسی به خاطر تحقیقات ادبی مربوط به فارس. 5-در سال 1382 که در دانشگاه برازیلیا به تدریس اشتغال داشتم به عنوان چهرة ماندگار ادبیات فارسی در آن سال برگزیده شدم و به ایران آمدم و جایزه خود را دریافت داشتم 6-در خرداد سال 83 دانشگاه برازیلیا نشان و مدال علمی و دیپلم مربوط را برای خدماتی که در طول اقامتم در دانشگاه برازیلیا در ایجاد دروس فارسی و ایرانشناسی و توسعه و تحکیم روابط فرهنگی ایران و برزیل انجام داده بودم به اینجانب اهداء کرد. 7-در آبان سال 1383 تصحیح کتاب بسحق اطعمه اینجانب که به وسیله میراث مکتوب چاپ و منتشر شده بود برنده جایزه حامیان نسخه خطی در ادبیات فارسی شد. 8- در آذر ماه 1386 از طرف وزارت علوم و تحقیقات به عنوان عضو برتر قطبهای علمی کشور بر اساس نمایه های بین المللی بر گزیده شدم اولین فرصت مطالعاتی خود را در سال 1354-1353 در دانشگاه کمبریج انگلستان گذراندم که ضمن انجام تحقیقات، به تدریس شاهنامه در آن دانشگاه نیز اشتغال داشتم، در سال 1368 دومین فرصت مطالعاتی خود را به مدت 6 ماه در بخش مطالعات شرقی دانشگاه هاروارد آمریکا به انجام رسانیدم و ضمناً در تابستان 1368 مدتی در دهلی نو به تدریس زبان و ادبیات فارسی به استادان هندی در دوره بازآموزی زبان و ادبیات فارسی پرداختم و در سال 1374 شاهنامه فردوسی و ادبیات معاصر را در دانشگاه اصفهان به استادان ترک شرکت کننده در دوره بازآموزی زبان و ادبیات فارسی، تدریس کردم. در سال 1987 در سی و دومین کنگره بین المللی مطالعات آسیا و شمال آفریقا در هامبورگ آلمان مقالهای تحت عنوان قیام ارسلان بساسیری به زبان انگلیسی ارائه دادم، در سال 1376 دوره فرصت مطالعاتی خود را در دانشگاه پنسیلوانیا گذراندم. (مهر 76 تا تیر 77) و در سال 1998 در کنفرانس بینالمللی حماسه ی جان و خرد در نیویورک به سخنرانی پرداختم و در سال 2000 در کنگره بین المللی زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در پکن و سال بعد در کنگره بینالمللی زبان و ادبیات در هند شرکت جستم و از 20/3/81 تا 20/6/83 به مدت دوسال و سه ماه در دانشگاه برازیلیا در برزیل به تدریس پرداختم و برای اولین بار 8 درس فارسی و ایرانشناسی را در این دانشگاه برزیل و در آمریکای جنوبی ایجاد و تدریس کردم.وبه مدت یک سیمستر تدریس زبان و ادبیات فارسی را به همراه مدیریت مرکز تحقیقات زبان فارسی در دردانشگاه دولتی مسکو بر عهده داشتم. در زمینه طرحهای تحقیقاتی نیز مدت دو سال سرگرم انجام طرحی تحت عنوان: «منابع معنیشناسی در شعر حافظ» بودم. به علاوه در بسیاری از کنگرهها و سمینارهای ادبی داخلی حضوری فعال داشته و مقالاتی تحقیقاتی ارائه دادهام و در دانشگاه شیراز، اصفهان، مشهد، تهران، گیلان، آذربایجان و ... به سخنرانی پرداختهام، بجز مشاغل آموزشی و تحقیقاتی تا سال 1357 مشاغلی چون مسؤولیتهای اداری و انتشاراتی را بر عهده داشتهام که از آن جمله است: سردبیری مجله خرد و کوشش، عضویت و دبیری شورای انتشارات دانشگاه شیراز، مدیریت کل اداری و دبیرخانه دانشگاه، سرپرستی امور دانشجویان دانشکده ادبیات. پس از انقلاب اسلامی نیز در سمت معاونت اداری و مالی دانشگاه شیراز، در هیئت تحریریه مجله علوم انسانی دانشگاه شیراز و کمیتههای تحصیلات تکمیلی دانشکده ادبیات عضویت داشتهام و در تأسیس چاپخانه دانشگاه شیراز و تأسیس دانشکده پزشکی فسا سهمی عمده ایفا کردهام و از بدو تأسیس دانشگاه آزاد فسا به سائقة آن که این شهر زادگاه من است به تأسیس رشته زبان و ادبیات فارسی در دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد در فسا همت گماشتهام و تا سال 1378 پیوسته دروسی را در این رشتهها تدریس کردهام. ازتاریخ 15/11/1384با پایه 27 استادی بازنشسته شدم و ازآن پس با تاسیس موسسه آموزش عالی حافظ شیراز ریاست این موسسه را عهده دار شدم ودر همان حال به دعوت دانشگاه دولتی مسکو مدتی در آن دانشگاه تدریس کردم و از اول ژانویه 2007 در بخش خاور نزدیک دانشگاه آریزونا در امریکا به تدریس مشغول شدم وربان فارسی و حافظ و شاهنامه را در این دانشگاه به مدت سه سال در دوره های لیسانس تا دکتری تدرس کردم. گاهگاهی شعری میگویم و راهی به دلی میجویم و گاهی در غم گذشتگان میمویم. آرزوی نهایی تدوین فرهنگ واژههای شاهنامه و به خاک سپرده شدن در جوار مهر مظاهر حافظ یا فردوسی است. و از خدای بزرگ میخواهم که فرجام مرا به خیر و آرامش و بیرنجی همراه بداراد.پروفایل منصور رستگار فسایی ایمیل مدیر وبلاگ
مطالب اخیر
» یلدا ، تاریخچه و اداب و رسوم آن» کیخسرو در شاهنامه و آثار حماسی و اساطیری» یلدا ، تاریخچه و اداب و رسوم آن» یادی از دکتر محمد شفیعی» درگذشت دکتر محمد رضا محرری» حافظ، ،دوستی و مهر ، از ازل تا به ابد» حافظ و پیدا و پنهان زندگى» شرح تازه دیوان حافظ، هدیه ارزشمند استاد ادبیات فارسی» تک بیتی هایی از دکتر منصور رستگار فسایی» معرفی شرح تحقیقی دیوان حافظ در 6 جلد
آرشیو وبلاگ
» صفحه نخست» عناوین مطالب وبلاگ» آذر ٩٥» آبان ٩٥» مهر ٩٥» شهریور ٩٥» امرداد ٩٥» تیر ٩٥» خرداد ٩٥» اردیبهشت ٩٥» فروردین ٩٥» اسفند ٩٤» بهمن ٩٤» دی ٩٤» آذر ٩٤» آبان ٩٤» مهر ٩٤» شهریور ٩٤» امرداد ٩٤» تیر ٩٤» خرداد ٩٤» اردیبهشت ٩٤» فروردین ٩٤» اسفند ٩۳» بهمن ٩۳» دی ٩۳» آذر ٩۳» آبان ٩۳» مهر ٩۳» شهریور ٩۳» امرداد ٩۳» تیر ٩۳» خرداد ٩۳» اردیبهشت ٩۳» فروردین ٩۳» اسفند ٩٢» بهمن ٩٢» دی ٩٢» آذر ٩٢» آبان ٩٢» مهر ٩٢» شهریور ٩٢» امرداد ٩٢» تیر ٩٢» خرداد ٩٢» اردیبهشت ٩٢» فروردین ٩٢» اسفند ٩۱» بهمن ٩۱» دی ٩۱» آذر ٩۱» آبان ٩۱» مهر ٩۱» شهریور ٩۱» امرداد ٩۱» تیر ٩۱» خرداد ٩۱» اردیبهشت ٩۱» فروردین ٩۱» اسفند ٩٠» بهمن ٩٠» دی ٩٠» آذر ٩٠» آبان ٩٠» مهر ٩٠» شهریور ٩٠» امرداد ٩٠» تیر ٩٠» خرداد ٩٠» فروردین ٩٠» اسفند ۸٩» بهمن ۸٩» دی ۸٩» آذر ۸٩» آبان ۸٩» مهر ۸٩» شهریور ۸٩» امرداد ۸٩» خرداد ۸٩» اردیبهشت ۸٩» فروردین ۸٩» اسفند ۸۸» بهمن ۸۸» دی ۸۸» آذر ۸۸» آبان ۸۸» مهر ۸۸» شهریور ۸۸» امرداد ۸۸» اردیبهشت ۸۸» فروردین ۸۸» اسفند ۸٧» بهمن ۸٧» دی ۸٧» آذر ۸٧» آبان ۸٧» شهریور ۸٧» امرداد ۸٧» دی ۸٦» آذر ۸٦» مهر ۸٦» شهریور ۸٦» تیر ۸٦» خرداد ۸٦» اردیبهشت ۸٦» فروردین ۸٦» اسفند ۸٥» بهمن ۸٥» دی ۸٥» آذر ۸٥» آبان ۸٥» مهر ۸٥» شهریور ۸٥» امرداد ۸٥» تیر ۸٥
صفحات وبلاگ
موضوعات وبلاگ
» علی اصغر حکمت شیرازی(٢)» هرهنگستان(۱)» مجسمه ی میدان فردوسی(۱)» استاد صدیقی(۱)» آیین یادبود دکتر محمد علی رستگار(۱)» فردوسی(۱)» زبان فارسی(۱)» مجسمه(۱)» حافظ غزل 326(۱)» فروغی(۱)» غزل 335(۱)» شرح دیوان حافظ(۱)» ساختاروموسیقی شعر(۱)» نوع شعر ،معنی واژه ها و بیتها(۱)» منابع مطالعه بهتر غزل(۱)
نویسندگان همکار
» منصور رستگار فسایی
لینکستان
» مرکز حافظ شناسی» سايت شخصی دکتر رستگار» انجمن دوستاران حافظ» انجمن شاعران فارسی گوی جهان
یلدا ، تاریخچه و اداب و رسوم آن
شب یلدا بر همگان فرخنده باد " به یاد پدرم شادروان علی محمد رستگار که تولدش در شب یلدا بود"یلدا ، تاریخچه و اداب و رسوم آن از رضا مرادی غیاث آبادی*دیر زمانی است که مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی را جشن می گیرند که در میان اقوام گوناگون، نامها و انگیزههای متفاوتی دارد. در ایران و سرزمینهای همفرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام میبرند که همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به علت دقت گاه شماری ایرانی و انطباق کامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سالها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سیام آذر و بامداد یکم دی است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار میشود؛ اما میدانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمیشده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیینهای ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد.خورشید در حرکت سالانه خود، در آخر پاییز به پایینترین نقطه افق جنوب شرقی میرسد که موجب کوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریکی شب میشود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگربار بسوی شمال شرقی باز میگردد که نتیجه آن افزایش روشنایی روز و کاهش شب است. به عبارت دیگر، در ششماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانهروز خورشید اندکی پایینتر از محل پیشین خود در افق طلوع میکند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایینترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجاییهای طلوع خورشید معکوس شده و دوباره بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز میگردد. آغاز بازگشتن خورشید بسوی شمالشرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته میشد به طوری که آن را گرامی و فرخنده میداشتند. در گذشته، آیینهایی در این هنگام برگزار میشده است که یکی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی که از لازمههای آن، حضور کهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراکیهای فراوان برای بیداری درازمدت که همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.بسیاری از ادیان نیز به شب چله مفهومی دینی دادند. در آیین میتـرا (و بعدها با نام کیش مهر)، نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار میآمده است و امروزه کارکرد خود را در تقویم میلادی که ادامه گاهشماری میترایی است و حدود چهارصد سال پس از مبدأ میلادی به وجود آمده؛ ادامه میدهد. فرقههای گوناگون عیسوی، با تفاوتهایی، زادروز مسیح را در یکی از روزهای نزدیک به انقلاب زمستانی میدانند و همچنین جشن سال نو و کریسمس را همچون تقویم کهن سیستانی در همین هنگام برگزار میکنند.به روایت بیرونی، مبدأ سالشماری تقویم کهن سیستانی از آغاز زمستان بوده و جالب اینکه نام نخستین ماه سال آنان نیز «کریست» بوده است. منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز میگردد و پیش از آن، آنگونه که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل کرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار ـ خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه میگیرد.نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک، قهرمان بزرگ ملی ایران بودهاند، سخت گرامی و بزرگ دانسته میشد و از آن با نام «خرم روز» یاد میکرده و آیینهایی ویژه داشتهاند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده میشود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است. همچنین در تقویم کهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است که با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.هر چند برگزاری مراسم شب چله و میلاد خورشید در سنت دینی زرتشتیان پذیرفته نشده است؛ اما خوشبختانه اخیراً آنان نیز میکوشند تا این مراسم را همچون دیگر ایرانیان برگزار کنند. البته در شبه تقویم نوظهوری که برخی زرتشتیان از آن استفاده میکنند و دارای سابقه تاریخی در ایران نیست، زمان شب چله با 24 آذرماه مصادف میشود که نه با تقویم طبیعی انطباق دارد و نه با گاهشماری دقیق ایرانی و نه با گفتار ابوریحان بیرونی که از شب چله با نام «عید نود روز» یاد میکند. از آنرو که فاصله شب چله با نوروز، نود روز است.امروزه میتوان تولد خورشید را آنگونه که پیشینیان ما به نظاره مینشستهاند، تماشا کرد. در دوران باستان بناهایی برای سنجش رسیدن خورشید به مواضع سالانه و استخراج تقویم ساخته میشده که یکی از مهمترین آنها چارتاقی نیاسر کاشان است. پژوهشها نشان میدهد که این بنا بگونهای طراحی و ساخته شده است که میتوان زمان رسیدن خورشید به برخی از مواضع سالانه و نیز نقطه انقلاب زمستانی و آغاز سال نو میترایی را با دقت تماشا و تشخیص داد. چارتاقی نیاسر بنایی است که تولد خورشید بگونهای ملموس و قابل تماشا در آن دیده میشود. این ویژگی را چارتاقی «بازه هور» در راه نیشابور به تربت حیدریه و در نزدیکی روستای رباط سفید، نیز داراست که البته فعلاً دیواری نوساخته و الحاقی مانع از دیدار پرتوهای خورشید میشود. هر ساله مراسم دیدار طلوع و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر ه با حضور دوستداران باستانستارهشناسی ایرانی و دیگر علاقهمندان، در شهر نیاسر کاشان برگزار میشود. *(شب چله (: یلدا) شب زایش خورشید) حافظ خوانی در شب یلدا ** معمولاً در شب یلدا رسم بر این است که صاحبخانه، دیوان حافظ را به بزرگتر فامیل میدهد. سپس هر یک از میهمانان نیت کرده و بزرگِ مجلس، این جمله را میگوید و تفعلی به گنجینه حافظ میزند: «ای حافظِ شیرازی/ تو محرم هر رازی/ بر ما نظر اندازی/ قسم به قرآن مجیدی که در سینه داری...» یا هر چیزی شبیه به این. این رسم یکی از رسوم پرطرفدار شب یلداست که امروزه با فنآوری روز نیز بهروز شده. به طوری که در بعضی خانوادهها به جای کتاب حافظ، از فالنامه، نرمافزار تفعل مجازی در رایانه، پایگاههای اینترنتی ویژه فال، نرمافزارهای ویژه تلفن همراه، سامانه پیام کوتاه یا پیامک و... برای انجام این رسم استفاده میکنند که سرگرمی خوبی برای خانوادهها در این شب بلند سال است. شینهٔ جشن یلدایلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکردهاند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است. این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانههایی از آفریدگار بود، در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانههایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر میبرند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاهتر نشانهای از غلبهٔ تاریکی.یلدا برگرفته از واژهای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است (زیرا برخی معتقدند که مسیح در این شب به دنیا آمد). ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» میپنداشتند و به همین علت این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه پایکوبی میکردند. آن گاه خوانی الوان میگستردند و « میزد» نثار میکردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، همچون خوراک مقدس و آیینی ویژهای که آن را « میزد» مینامیدند، بر سفره جشن مینهادند. باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون (ثروتمند افسانه ای)، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانهها میآید و به مردم هیزم میدهد، و این هیزمها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل میشود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار میماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا میکردند. جشن یلدا در ایران امروزجشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آیندهگویی میکنند.یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده میشود. یلدا در افسانهها و اسطورههای ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر میشود. ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر میآید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب میماند و روز فرا میرسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری میاندیشد و ستاره ای را اجیر میکند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار میکند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او میدهد. ماه به استقبال مهر میرود و راز دل میگوید و دلبری میکند و مهر را از رفتن باز میدارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش میکنند و عاشقی پیشه میکنند و مهر دیر بر میآید و این شب، «یلدا» نام میگیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر میرسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه و طولانی است که همانا شب یلداست.در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز میگفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیینهای بسیاری در آن برگزار میشد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف مییابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده میشود خورشید از نو زاده میشود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز میکند و خرمی جهان را فرا میگیردشب یلدا در استانهای کشور: یرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیدهدم بیدار میمانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم میدارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دیماه تاج و تخت شاهی را بر زمین میگذاشتند و با جامهای سپید به صحرا میرفتند و بر فرشی سپید مینشستند. دربانها و نگهبانان کاخ شاهی و (ایرانیان برده نداشتند / پیرایش) خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و بهسان دیگران زندگی میکردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانهای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقیمانده میوههایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات میخوردند و دور هم گرد هیزم افروخته مینشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. متلگویی که نوعی شعرخوانی و داستانخوانی است در قدیم اجرا میشدهاست به این صورت که خانوادهها در این شب گرد میآمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف میکردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتابحافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آیندهگویی میکنند.خراساندر خراسان واژه یلدا بکار برده نشده در تمام ادوار تاریخی تا آنجا که اسنادشفاهی و مکتوب وجود دارد شب چله یا چله نشینی بکار رفته و در این شب طولانی آیینهای و مراسمهای خاصی وجود داشته که شاید در سایر مناطق ایران کمتر مرسوم بوده است به آن شب چراغانی یا شب چراغ میگفتند. از آنجا که هر میهمانی برای رفتن به شب نشینی، چراغی را همراه خود می برده و بدلیل فراوانی چراغها عبارت چهل چراغ که نشانه کثرت است بکار میبردند.یکی از سنتهای مهم برگزاری مراسم سرحمومی در شب چله بوده است. سرحمومی مراسمی است که داماد در حمام عمومی مردانه و عروس در حمام زنانه طی مراسم با شکوهی به حمام میبردند و با رقص و پایکوبی و چوب بازی مراسم حنا بندان بعد از شستن و کیسه کشی داماد انجام میدادند و در مراسم حنا بدان آواز امشب حنا میبندیم... بر دست و پا میبندیم ... را بصورت گروهی میخواندند. و درپایان لباس نو بر عروس و داماد و اقوام نزدیک آنها میپوشیدند این مراسم گاهی تا سحر طول میکشید و مقدمه مراسم عروسی در بعد از ظهر روز بعد بود. افراد دعوت شده در صحن حمام جمع میشدند اما جوانان و افراد غیر مدعو تا پایان مراسم در بیرون از حمام جمع می شدندو شوخی و بازی سیاه بازی و انتر بازی در میآوردند.هدیه دادن داماد برای نامزدش نیز یک امر اجباری بوده است در این شب به داماد این امتیاز بزرگ داده میشد که با بردن هدیه برای نامزدش بتواند شب در خانه بااو در یک اتاق و دوتایی بخوابد. داماد تا قبل از شب زفاف فقط در مناسبتهای خاص و از جمله شب چله مجاز به خوابیدن با نامزدش بوده است که به آن نامزد بازی میگفتند. در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است. یکی از آیینهای ویژه شب چله در استان خراسان رضوی و خراسان جنوبی برگزاری مراسم «کف زدن» است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را که در این دیار به «بیخ» مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» میریزند. مردان و جوانان فامیل با دستهای از چوبهای نازک درخت انار به نام «دسته گز» مایع مزبور را برای ساعتها هم میزنند تا به صورت کف سفت درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف و سپس سفت شود خشک شده آن مانند گز اصفهان میشود. کف آماده شده در پایان با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده میشود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین کردن کفها مجاز هستند با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن کف به سر و صورت یکدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان میافزایند.انار شب چلهیکی دیگر از جشنهای ایرانی چله تموز است که عکس چله زمستان است و آن طولانی ترین روز سال است که هنوز هم در خراسان جنوبی گرامی داشته میشود. اصفهانشب یلدا (شب چله) در شهرستان دهاقان اصفهان: مانند سایر مناطق ایران فامیل و بستگان به خانهٔ پدر بزرگها یا مادر بزرگها میروند ودور هم پای کرسی جمع میشوند. صاحب خانه هم با آجیل و میوه از مهمانها پذیرائی میکند آنها تا پاسی از شب و گاهی تا نزدیک صبح مینشینند، کتاب شاهنامه میخوانند و فال حافظ میگیرند. بزرگترها داستان یا خاطره نقل میکنند. تازه دامادها با هدیه یا خوانچه به خانه عروس میروند. آجیل شب یلدا:کشمش، گردو، بادام، قیسی، برگه زردآلو یا برگه گلابی، جوزقند و انجیر و خرما است. میوه شب یلدا:انار، هندوانه، سیب، گلابی انباری (سیبری) است. نوشیدنی شب یلدا:بطور معمول چای و شربت و چنانچه برف باشد مخلوط برف و شیره انگور. غذای شب چله (یلدا):چنانچه مقدور باشد پولو ماهی و در غیر اینصورت یکی از غذاهای محلی:مانند کوفته، گندی، چرب و شیرین و . . .استان آذربایجان (شرقی و غربی )در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچهای تزیین شده به خانهٔ تازهعروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانهها را تزئین میکنند و شالهای قرمزی را اطرافش میگذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین میکنند و به خانهٔ عروس میبرند.کردستاندر کردستان نیز مانند سایر مناطق کوهستانی ایران این آیین تاریخ کهنی دارد.بوشهرمردم استان بوشهر نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین کهن را با رفتن به خانه بزرگ ترها میگذرانند. هندوانه در شب یلدا در بوشهر کاربرد زیادی دارد.مازندراندر مازندران شب یلدا بسیار با اهمیت و گرامی داشته میشود. در این شب همه مردم به خانه پدر بزرگها و مادر بزرگها رفته و ضمن دورهمنشینی و خواندن فال حافظ و فردوسیخوانی به خوردن تنقلات و میوه جات خصوصاً" انار و هندوانه و ازگیل میپردازند و با خوردن و نوشیدن و شنیدن صحبتها و داستانهای بزرگترها، شب را به صبح میرسانند و معتقدند که صبح بعد از یلدا روز پیروزی خورشید بر سیاهی و تاریکیها است.فارسسفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاجها و خرما و رنگینک برای گرم مزاجها موجود است. حافظخوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازیهاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چلهنشینان شدهاست.همدانهمدانیها فالی میگیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق مینشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر میخواند. دختر بچهای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن میزند و مهمانها بنا به ترتیبی که نشستهاند شعرهای پیرزن را فال خود میدانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقهاست در این شب خورده میشود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده میشود که از معمولترین خوراکیهای موجود در این استانهاست.اردبیلدر اردبیل رسم است که خانوادهها شب یلدا دور هم جمع میشوند و تا پاسی از شب با هم شب نشینی میکنند. هنداونه، انار، پرتقال، تخمه، ماهی پلو و... از جمله خوراکیهایی است که در استان اردبیل مرسوم هست، ودر شب یلدا برای تازه عروس هندانه تزئین میکنند و به همراه هدایای دیگر از طرف خانواده داماد فرستاده میشود.گیلاندر گیلان هندوانه را حتماً فراهم میکنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمیکند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنیهایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه میشود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره میریزند، خمره را پر از آب میکنند و کمی نمک هم به آن میافزایند و در خم را میبندند و در گوشهای خارج از هوای گرم اتاق میگذارند.ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه میشود. آوکونوس در اغلب خانههای گیلان تا بهار آینده یافت میشود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون میآورند و آن را با گلپر و نمک در سینهکش آفتاب میخورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل). در گیلان در خانوادههایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کردهاند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس میفرستند. در این طبق میوهها و خوراکیها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته میشود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولاً ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار میگیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس میگردد. خوزستانمردم خوزستان تا سحر انتظار میکشند تا از قارون افسانهای استقبال کنند. قارون در لباس هیزمشکن برای خانوادههای فقیر تکههای چوب میآورد. این چوبها به طلا تبدیل میشوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه میآورند.[نیازمند منبع] به خانه بزرگترها رفته و دور هم جمع شده به شوخی خنده گذرانده، اجیل هندوانه انار شیرینی و خرما و لبو و اش وشیرینیهای مختلف از جمله خوراکیهای این آیین کهن است.قزوینمردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین کهن را با رفتن به خانه بزرگترها میگذرانند. به عقیده بزرگترها آوردن میوههای مختلف خشک و تر و میوههای سرخفام که به "شب چره" معروف است، همراه با خوراکیهای دیگر شگون داشته و زمستان پر برکتی را نوید میدهد. در بعضی مواقع که مادر بزرگها در آوردن تنقلات تاخیر میکنند کوچکترها شعر "هر که نیارد شب چره - انبارش موش بچره" سر میدهند، که مادربزرگ در آوردن "شب چره" تعجیل میکند. دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهیدودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله کشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگلکشا و انجیر خشک، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره میزنند. به عقیده مادر بزرگهای قزوینی اگر دراین شب ننه سرما گریه کند باران میبارد، اگر پنبههای لحاف بیرون بریزد برف میآید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ میآید. یکی دیگر از آداب و رسوم "شب یلدا" فرستادن "خونچه چله" از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی است